<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://rooznameh.loxblog.com</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com</link>
<description>هر روز نامه ای برایت مینویسم ... روزنامه</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>آخرين روز بارداري</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/آخرين-روز-بارداري</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/آخرين-روز-بارداري</guid>

<description><![CDATA[
امروز آخرين روزيه كه دختر عزيزمو توي دلم دارم فردا صبح كه بشه ساعت ٦ ميرم بيمارستان چمرانتا ساعت ٧:٣٠ دكتر ذرات بياد بالاي سرم منو سزارين كنه.ديشب شب چله بود .خوب بود.امروزم كه اخرين روزه كلي هيجان دارم
اميدوارم فردا همه چيز عالي باشه و مشكلي پيش نياد.توكلم به خداست.خودش همه چيزو درست ميكنه.روزاي خوش و سخت همه گذشتن .روزايي كه سخت از جام پا ميشدم سخت دستشويي ميرفتم غذا ميخوردم هضم نميشد و روزايي كه تا اسم دخترم ميومد بغض گلومو ميگرفت همشون سپري شد .اميدوارم بتونم رو كمك دوستام و فاميلم حساب كنم تا بتونم روزاي اول زايمانمو به راحتي بگزرونم.آروينم يكم اذيتم ميكنه گناهي هم نداره من وزنم زياد شده توان رسيدگي بهشو ندارم و دلم ميخواد كه باهاش بيشتر مثل قبل وقت بگزرونم اما نميشه .انگار كه بچه من اين وسط بهش بيشتر فشار اومد .اميدوارم از فردا همه چيز عوض بشه و با آجي روشاش كنار بياد و خواهر و برادر خوبي باشن براي هم.
همسرم تو كل بارداري من خيلي خيلي گذشت كرد و آرامش منو به هر چيزي ترجيه داد ازش ممنونم و اين لطفشو هيچ وقت از ياد نميبرم.روزاي غم و خوشي تو هر خونه اي هست .ميگزره و زمان مرحم هر درديه .شايد درد الان من اينه كه صورت ماه دخترمو هنوز نديدم .اما اونم زمان ترميم ميكنه.مامانم چند روز مياد اينجا از من مراقبت كنه.دستشم ميبوسم كه با اين همه مشغله براي من وقت ميزاره.خدايا ازت ممنونم از روز اول رحمتت به من عطا شد تا امروز.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مهد کودک پسرم</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/مهد-کودک-پسرم</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/مهد-کودک-پسرم</guid>

<description><![CDATA[
میخواستم به یادگار چنتا عکس از روزای اول مهد کودک رفتن پسرم بزارم که بعد ها خاطره میشه.
این عکس اول مهر 96 زمانی که اقا اروین 2 ماه بود که مهد میرفت . این شیطون همیشه ک ه مهد میرفت اصلا گریه نمیکرد اون روز که دوربین و فیلم و غیره بود و جایزه زد زیر گریه دیگه هم بند نیومد.تو عکس هم معلومه.

بقیه عکسهای پسرم تو مهد خوب طوبی که خیلی ازش راضی هستم الان هم اسم معلمشون ماعده جون هست.

&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سیمونی فرزند دوم.وسایل مورد نیاز نوزاد دختر</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/سیمونی-فرزند-دوموسایل-مورد-نیاز-نوزاد-دختر</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/سیمونی-فرزند-دوموسایل-مورد-نیاز-نوزاد-دختر</guid>

<description><![CDATA[
تو این چند ماهه تمام تلاشمو کردم هرجا جنس خوشگل و شیک دیدم برای دخملم بخرم و لیست وسایل مورد نیاز نوزاد رو تکمیل کنم. لباس که حتی تا یه سال و نیم هم خریدم اما ست نوزادی فقط تا 0 تا 3 خریدم ذلم میخواد مثل سیسمونی آروین نباشه خودمم به مرور زمان برم بازار های مختلف و خرید کنم مثلا دندونی مال 3 ماهگی نوزاده یا سرلاک خوری &nbsp;هم مال 6 ماه به بالاست اما من فقط پسونک . شیشه و مخلفات خریدم تا از مد هم نیوفته مثلا شیشه شیرش جدیدترین مدل اونت بود 47 تومان شد260 میلش. بعدشم آدم چیزای قشنگ تر و شیک ترم پیدا میکنه. لباسا دخملی رو از یه فروشگاه برند تو شهر نور یود یا محمود آباد به نام le vien roze که مارک لباس زیر زنونه هم هست انگار فرانسوی باید باشه یا ایتالیا.&nbsp;

مثل این پیراه جین با بلوز زیباش.
راستی کلی لباس هم عمو محمد از چن اوورد برات دخخملی.مثل این صندل جین.
هپیی لند برندی بود که خیلی لباس برای نوزادی ازش خریدم گومن میکنم جنسش خوب باشه قیمت و مدل لباسا که خیلی خوب بود. از پرنیان و پاساژای دیگه هم خرید کردم خاله مهناز یه ست نوزادی 5 تیکه بهم چشم روشنی داد. خاله نسرین یه شلواز بارداری و مامان مهری هم یه ست خیلی گوگولی که روز ترخیص از بیمارستان تنت میکنم خیلی شکیله. عمه فریبا یه بلوز زیبا و ااز همه مهمتر عمه سمیه که اولین نفر بود بهم کادو داد چون همسایه عزیز و دوست مهربونم هم حساب میشه مثل زمان بارداری آروین که اولین نفر بهم یه شلوار جین پسرونه داد و اونو آروین 2 سال تموم پاش کرد.سیمونی که شامل جغجغه و وان و غیره میشه رو همین 3 روز پیش از خیابون بهار خریدیم با بابا وحید و آروین از همون اول پدر مارو دروورد انقدر سوار این کالسکه و اون روروعک شد و حرص داد به ما که نگو خوب بالاخره با &nbsp;مشقت تمام اصل وسایلای دخترم تموم شد.
&nbsp;
&nbsp;
اینا لباسایی هستن که خریدیم ت این 6 ماه.&nbsp;
&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;
&nbsp;
&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;
&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;










]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خاطرات بارداری مهر 96</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/خاطرات-بارداری-مهر-96</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/خاطرات-بارداری-مهر-96</guid>

<description><![CDATA[
امروز میخوام یکم با دخختر نازم حرف بزنم همونی که روز و شب بهش فک میکنم و ثانیه هارو میشمارم تا روز دیدنش برسه .اینم عکس اولی که تو دلم ازت گرفتم.

این روزا حدود 6 ماه و چند روزمه .دلم میخواد زود تر به دنیا بیای البته نه اینک سلامتی تو برام ممهم نباشه ها اما به شدت سنگین شدم روحیم یکم خرابه و نفس کشیدن برام سخت شده یکم. بابا وحید جون همش منو بیرون میبره میگردونه میگه دلم میخواد وقتی ذخترم تو دلته حالت خوب باشه بخندی. اصلا با من هیچ بحث و ناراحتی نمیکنه همیشه زود گذشت میکنه چون دلش میخواد این 9 ماه به خیر و خوشی بگذره.خیلی چیزا هست میخوام از خریدای سیسمونیت بهت نشون بدم کلی لباس مارک &nbsp;و غیر مارک برات خریدم و کلی چیزای قشنگ. بابا وحید میگه دختر من پرنسسه باید بهترین چیزارو تنش کنه.امید وارم وقتی بزرگ شدی و این عکسارو دیدی خودت هم خوشت بیاد. بیشتر تابستون رفتیم باغچه عمو محمد اینا و تو استخر شنا کردیم اونم با آب خیلی سرد امیدوارم دخر خوشگلم سردش نشده باشه.خیلی از باغ عمه سمیه اینا و ویلای چمستانش تو این تابستون خاطره داریم. &nbsp;اصلا ماجرای باردایم هم بعد رسیدن از چمستان به بابا جونت گفتم.خلاصه همه چیز مثل همیشه سورپرتیز بود.
چنتا عکس قشنگ از داداش آروین و باغ عمه سمیه اینا.
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;
تابستون امسال خیلی خوب بود یاسمن هم دانشگاه قبول شد و رشته روانشناسی تهران مرکز.مهناز تز ارشدش رو دفاع کرد و کلی افتخار کسب کرد.آروین هم صبحا میره مهد کودک و برای من کلی کمکه که کارای خونه رو میکنم.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خاطرات بارداری سال 96</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/خاطرات-بارداری-سال-96</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/خاطرات-بارداری-سال-96</guid>

<description><![CDATA[
امروز از تابستون 96 که باردار بورم دخترمو و روزای خوشش میگم.
اول از اسفند ماه شروع شد من تصمیم گرفتم که دوباره بچه دار شم و خانواده کوچیکمونو بزرگتر کنم.خوشحال بودم انگار روی بارا بودم وقتی که وحید گفت باشه بچه دار شیم.خلاصه اسفند ماه نشد اما فروردین ماه که اولین بار بود که اقدام کردیم &nbsp;خدارو شکر که باردار شدم و بعد از خدود 20 روز اول با بیبی چک فهمیدم که باردارم و بعد آزمایش بتا دادم ...لذت بخش بود جواب آزمایش رو که گرفتم فک کنم اردیبهشت بود بلافاصله به فامیل و دوست و آشنا گفتیم مسافرا رفتییم و هزارتا کارای لذت بخش دوران بارداریم عالی میگذره . خبر اول اینکه حوالی نیمه دوم خرداد ماه فهمیدیم که عمو محمد یه ویلای خیلی بزرگ تو کرج گرفته و هر هفته میریم ویلا و تو استخر اوقات خوشی داریم. روز کنکور یاسی که انگار 15 تیر بود که دزدگیر مغازه وحید به صدا در اومد و وحید رفت مغازه تا ببینه چه بلایی سر فرشای مغازه اومده که دید که در مغازه خراب شده و دزدا انگار تفنگ داشتن.
3 هفته بعد دزدا به مغازه بابا وحید جون حمله کردن و حدود 70 میلیون از فرشارو بردن. خیلی غصه خوردم اون موقع 4 ماهه شده بودم. یه روز تموم گریه کردم اما به خاطر سلامتی دختر بچه خوشگلم روز بعد دیگه گریه نکردم.&nbsp;
مغزه بابا جون بمه هست اما الان که 18 مرداده هنوز هزینه از دست داده رو پرداخت نکردن . وحید خیلی ناراحته اما به خاطر اینکه من غصه نخورم به روی خودش نمیاره. اولین آزمایش دیدن جنین و کیسه اون تو رحمم بود دومین آزمایش که قند خون و ادرار بود بیمارستان رسالت رفتم و با بیمه تامین 150 شد &nbsp;سومین آزمایش سونوگرافی ان تی بود که سونوی نیاوران رفتم بدون بیمه هست و 180 تومان و چهارمی سونوی آنومالی که بیمه قبول نمیکنه سونوی نیاوران 250 تومان شد و . دیروز رفتم بیمارستان چمران تا هم هزینه زایمان رو بپرسم و هم دکتر ذرات که آروین کوچولو رو به دنیا آوورده ببینم و ویزیت بشم. از دیدنش خیلی خوشحال بودم خوب راستش با دیدنش انگار که خاطرات زایمان قبلیم یادم اومد. دکتر صدای قلب بچه رو گزاشت گوش بدم. خیلی لذت بخش بود آخه احساس مکنی که دخترت بهت نزدیکه . خوشحالم .&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دومین بارداری هورااااااااااا بچه دختره</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/دومین-بارداری-هورااااااااااا-بچه-دختره</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/دومین-بارداری-هورااااااااااا-بچه-دختره</guid>

<description><![CDATA[
امروز بعد از 4 ماه تصمیم گرفتم دوباره خاطرات دوران بارداریم رو بنیوسم. خوشحالم که دوباره باردارم بچه دختره و &nbsp;تو پوست خودم نمیگنجم.
سلام به یادداشتهای روزانه من خیلی وقت بود کیک و آشبزی هامو به نمایش نزاشتم و دلم برای نوتن حسابی تنگ شده بود. 4 ماه و 2 هفته از خبر بارداریم میگذره و بی صبرانه منتظر دیدن روی ماه دخترم نازنینم عزیز دلم فرشته مهربونم هستم.اولش وقتی سونوگرافی nt دادیم دکتر خسرو تاش گفت که بچه به احتمال 60 درصد پسره ... یکم تو لک رفتم اما بعدش واسه اینکه مطمعن شم مجداد سونوگرافی دادم &nbsp;و فهمیدم که دخترمه که اون تو داره بهم علامت میده میگه من اینجام. روزای خوشی میگذره از خدا ممنونم که این نعمتو بهم داد و مجدد بچه دار شدم . هنوز واسه دختر کوچولو اسم انتخاب نکردیم اما در آینده نزدیک یه اسم خاص ، زیبا و دوست داشتنی انتخاب میکنم. یه چند دست لباس واسه دخترم خریدم صبحا که آروین میره مهد کودک منم گهگاه میرم وسایلای نوزاد جدید رو میخرم.&nbsp;
دخترم روزا و شبا میگذره و کند میگذره تا بتونم روی ماهتو ببینم . اما همین خوشحالیه دیدنتو به دنیا می ارزه .&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کاپ کیک شکلاتی</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/کاپ-کیک-شکلاتی</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/کاپ-کیک-شکلاتی</guid>

<description><![CDATA[
امروز میخوام طرز تهیه کاپ کیک شکلاتی رو بگم که خیلی خوش مزه و خوشگل از آب در میاد.
&nbsp;

این کاپ کیک ها در اندازه کوچک هستند و به تعداد بالا.
من مواد لازم برای این کیک شکلاتی رو به میزان دو برابر کردم و تعداد 52 عدد کاپ کیک شکلاتی کوچک درست کردم.که خیلی پر برکت بود و روی اون رو با کرم نسکافه ای تزیین کردم البته از تزیین اون عکس نگرفتم کلا امروز روز شلوغ و پر دردسری داشتم و فردا قراره برم خونه خواهر جونم و این کیکارو آماده کردم تا ببرم خونشون همه با هم لذتشو ببریم.
مواد لازم :&nbsp;
پودر کاکاعو &nbsp; &nbsp;3/4 پیمانه
شکر &nbsp; &nbsp; &nbsp;1/2 پیمانه
بیکینگ پودر &nbsp; &nbsp; 1و 1/2 قاشق چایخوری
آرد &nbsp; &nbsp; 1و 1/2 پیمانه&nbsp;
تخم مرغ &nbsp; &nbsp; &nbsp;2 عدد
شیر &nbsp; &nbsp; &nbsp;3/4 پیمانه
آب گرم &nbsp; &nbsp;3/4 پیمانه
روغن مایع &nbsp; &nbsp; 1/4 پیمانه
وانیل &nbsp; &nbsp; یک قاشق چایخوری
نمک 1/4 قاشق چایخوری
کاغذ روغنی مخصوص کاپ کیک
ابتدا فر را در درجه حرارت 180 روشن و گرم میکنیم.بعد همه مواد خشک را مخلوط و با مواد تر به مدت 20 دقیقه هم میزنیم.
برای روی کیک ها هم&nbsp;
تزیین اون رو یک کرم من دراووردی درست کردم البته مثل خامه فرم گرفته نشد اما چون عجله داشتم خیلی خیلی خوشمزه شد.
مواد لازم برای کرم رقیق نسکافه ای
شک &nbsp; نصف پیمانه
پنیر خامه ای نصف پیمانه
پودر قهوه فوری &nbsp; &nbsp;4 قاشق غلیظ&nbsp;
خامه صورتی صبحانه یک بسته 200 گرمی
کره 100 گرم&nbsp;
وانیل یک &nbsp;قاشق چایخوری
&nbsp;

امروز خیلی کار داشتم و فرصت نکردم رو کیک هارو تزیین کنم از طرفی فردا قراره سرو بشه پس کرم اون رو تو فریزر گزاشتم تا فردا با کمی کرم تزیینشون کنم.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>طرز تهیه شیرینی کشمشی</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/طرز-تهیه-شیرینی-کشمشی</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/طرز-تهیه-شیرینی-کشمشی</guid>

<description><![CDATA[
دیشب تصمیم گرفتم برای مهمونای عزیزم یه شیرینی راحت و خوشمزه درست کنم و همسایه بالا خواهر شوهر عزیزم رو برای چای دعوت کنم.مممممم شیرینی کشمشی...

شرینی خیلی راحت و سریع در 30 دقیقه آماده میشه و فوق العاده خوشمزس.
مواد لازم :
آرد 1 و 2/3 لیوان&nbsp;
وانیل 1 قاشق چایخوری
پودر قند 1 و 1/3 لیوان&nbsp;
کره 150 گرم
تخم مرغ 2 عدد
کشمش پلویی 1/2 لیوان
کاغذ روغنی
همه مواد رو باهم مخلوط کرده فر را گرم کنید و روی سینی فر یه لایه کاغذ روغنی قرار داده و با فاصله زیاد اندازه یک قاشق چایخوری از مواد بریزید چون مواد نرم شده بزرگ میشود در اندازه 3 برابر میشود . حتما فاصله زیاد بین شیرینی ها و اندازه کوچک آن را فراموش نکنید.بعد 15 تا 20 دقیقه فر با درجه حرارت 190 cشیرینی ها رو نوش جان کنید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>طرز تهیه کیک پنیر یا چیز کیک</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/طرز-تهیه-کیک-پنیر-یا-چیز-کیک</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/طرز-تهیه-کیک-پنیر-یا-چیز-کیک</guid>

<description><![CDATA[
امروز تصمیم گرفتم بر اساس یک رسپی خیلی مطمعن چیز کیکی بپزم از نوع گرم. قبلا چیز کیک سرد درست کرده بودم اما مزه اون مثل چیز کیک های قنادی های معروف خشمزه و اصیل نیست و بیشتر مناسب پزیرایی از مهمان به تعداد بالا هست. فروردین که تولد دو سالگی پسرم رو جشن گرفتیم نوع سردش رو برای تعداد 50 نفر به صورت لیوانی درست کردم.

نوع گرم چیز کیک کمی سختر از نوع سرد اون هست.و زمان بیشتری میبره به دلیل اینکه مواد ابتدا باید در فر 2 ساعت پخته و حدود 4 ساعت در یخچال سرد بشه.برای پخت این چیز کیک حتما حتما باید قالب کمربندی داشته باشید .
مواد لازم:
کراست :
بیسکوییت پودر شده 2 لیوان
کره 110 گرم
دارچین 1 قاشق چایخوری
فیلینگ:&nbsp;
پنیر خامه ای 440 گرم
ماست خامه ای 1 لیوان
پوست لیمو با پرتقال رنده شده یک قاشق چایخوری
وانیل &nbsp;1 قاشق چایخوری
شکر 1 لیوان
تخم مرق 3 عدد

ابتدا بیسکوییت هارو در مخلوط کن کاملا پودر و ریز میکنیم به قدری که خمیری بتوان درست کرد.بعد پودر بیسکوییت را با کره آب شده و دارچین مخلوط و به کف قالب ریخته و محکم به کف و دیواره ها فشار میدهیم . میتوان از لیوان هم برای این کار کمک گرفت.

قالب رو 5 دقیقه در فریزر گزاشته و بقیه مواد درون چیز کیک رو در مخلوط کن کاملا مخلوط کرده و این بخش نکته خاصی نداره.توی دستور پخت این نوع کیک گفته میشه که در فر قالب رو در ظرف بزرگتری قرار دهیم تا مقداری اب بریزیم تا کیک خشک نشود هنگام پختن در فر. اما کیک من با وجود2 لایه &nbsp;فویلی که به ایون متصل کرده بودم برای جلوگیری از نفوذ اب اما آب نفوذ کرده و کمی ته کیک نرم شده بود .نصیحت من اینه که بخش آب اضافه در فر رو از دستور پخت کم کنیم که البته من از چند نفر پرسیدم گفتند درسته.
&nbsp;

&nbsp;

کیک 1/5 تا 2 ساعت در فر مونده .بعد از آن 4 ساعت در یخچال بماند .
نوش جان.
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>منطقه آزاد جلفا</title>
<link>https://rooznameh.loxblog.com/منطقه-آزاد-جلفا</link>
<guid>https://rooznameh.loxblog.com/منطقه-آزاد-جلفا</guid>

<description><![CDATA[
منطقه آزاد جلفا چند سالی هست که میزبان جمع کثیری از مسافران چه در فصل تابستان و چه تعطیلات عید میباشد&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:20:42 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

