هر روز نعمتی است از سوی خداوند بزرگ پس بیایید آن را شکر گزاریم.
هر روز نامه ای برایت مینویسم ... روزنامه

سلام پسرم امروز دیدم که خیلی بزرگ شدی و من شما گل پسرو دست کم گرفتم...


امروز وقتی داشتم اشپزی میکردم.یه اتفاق جالب رو دیدم.یهو صدای گریه تورو شنیدم من شما رو دمر گذاشته بودم رو تشکت اما پسرم تو خیلی تلاش کرده بودی و خودتو به سینه برگردونده بودی و رو زمین افتاده بودی/خیلی خوشحال شدم که تونستی خودتو از جات تکون بدی .نمیدونی واسه یه مادر چه حس خوبیه.

پسرم خیلی بزرگ شدی.برای خودت حرف میزنی و شادی میکنی.هر غریبه ای رو میبینی لبخند میزنی.خیلی با نمکی.عمه سمیه که واست میمیره.

یه خبر بد.امروز مامان فرشته تو بیمارستان بستری شد و قراره که دیالیز بشه.همه خیلی ناراحتن.روزای سختی رو داریم میگذرونیم.

عمو عمه ها و بابا وحید رفتن بیمارستان پیشه مامان فرشته تا بهش قوت قلب بدن.بابا وحید یه کلمه هم حرف نمیزنه از غصه.اما امیدوارم حال مامان فرشته هم خوب شه.

الان 13 مرداد 93 هستش .شما داری یواش یواش میشینی رو زمین.2 هفته دیگه  واکسن 4 ماهگیتو میزنی.

 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 :: 15:37 :: توسط : rooznameh

درباره وبلاگ
سلام به وبلاگ خودتون خوش آمدید.امیدوارم مطالب این وبلاگ برای شما دوست عزیزم مفید باشد.
نويسندگان
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید